تنهـــاترین تنهـــــا
بند بندم همه چون برگ خزان مــــی لرزد کیست اینجا که دلم دردکشان می لرزد بین این دشتِ پر از خاک چون طفلان حرم بیشتر قلبم از آن لشکریان می لرزد بارمـــگشا و مـــزن خیمه بدینجا که زمیـن زیر سنگینی شمشیرزنان می لرزد مــــــیزبانان گمــانم پـــی صیـــدند ببیــن زان همه تیغ دل دخترکان می لرزد به مدینه دل لیلا، هم از این غم که چنین نیزه ها سوی علی رفته نشان می لرزد به تو سوگند نه من، در غم تو می میرم مادرم فاطمه با قد کمان می لرزد بسکه بر چشم علمدار تو، دارند نگاه دخترت از نظر زخم زنان می لرزد کیست آن مرد کمان دار که در این سوی رباب با تماشای همان تیر و کمان می لرزد
منو دیگه نمیخوای اینو همه می دونن انقدر نیار بهونه بس کن مگه من دیوونم بچه که نیستم دیگه چشات به من دروغ نمی گه هرچی که بود تموم شد می دونم رفتی با یکی دیگه هر چی که بود تموم شد زندگیمم حروم شد یادت میاد می گفتی دوستت دارم، دیوونه همه چی می تو دنیا هر چی بگی همونه بگو ، بگو چی شد اون حرفات اون وعده و وعیدات نگاتو از من نگیر تو گرمی اون دستات بگو پیشم می مونی نه نگو که نمی تونی باورم نمیشه داره همه چی تموم می شه دیگه فرصتی نیست اون رفت واسه همیشه دنیا نمی خوام اینجا بمونم منتظر بمونم از اون بخونم بر تمام خلق عالم لطف حق شامل شده البشاره البشاره دین حق کامل شده ای گرفته تیر عشقت سینه ی من را هدف ای دل آرا ای مسیحا شد دلم تنگ نجف ای که باشد یا علی بر دامنت دست همه ما همه مست تو اما خود تو مست فاطمه عید غدیر، عید عشق و عاشقی، عشق ولایت و امامت را بر همه ی شیعیان جهان مخصوصا شیعیان گل ایران زمین تهنیت و شاد باش عرض می کنم عیدتون مبارک دوستتون دارم مریم حیدرزاده مریم حیدرزاده بر سنگ قبر من بنویسید، خسته بود اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید، شیشه بود تنها از این نظر که سرا پا شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید، پاک بود چشمان او دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود و بر سنگ قبر من بنویسید تنهاترین تنهای عالم بود تورو به قیمت جون به همین یه لقمه نون تورو به ماه آسمون به عاشقای بی نشون تورو به حرمت چشات به همه ی مقدسات تورو به خود خدا به هق هق شبونه هات قسمت میدم قسمت میدم قسمت میدم قسمت میدم از عشقم نگذری قسمت میدم که از اینجا نری قسمت میدم قسمت میدم تو اگه بخوای فقط با یک نگاه من برات خورشید رو آتیش می زنم یه روزی اگه دلم تورو نخواد من اونو از توی سینه می کَنَم تور به خود خدا به تموم این شبا تورو جون رازقی به نماز عاشقی قسمت میدم ... قسمت میدم از عشقم نگذری قسمت میدم که از اینجا نری قسمت میدم قسمت میدم خوشا آن غریبی که یارش تو باشی قــــــــرار دل بی قـــــرارش تــو باشی خوشا آن گدایی که تنهای تنها کنــــاری نشیند کنـــــارش تـــو باشی خوشا آنکه یک عمر پروانه ات شد که یک لحظه شمــع مزارش تو باشی خوشا آنکه تنها تو را دوست دارد چه خوش تر اگر دوستدارش تو باشی بر آن محتضر می برم رشک هر شب که شمــع شب احتضـــارش تو باشی برگرفته از کتاب اشعار ذبیح الله احمدی گورجی(گلچین احمدی) خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقمون بمون میسپرمش بهت میرم تموم تارو پودمو یه وقت نیاد برنجونی کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو کسی نیاد تو زندگی بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره منو و تو از همدیگه جدا بشیم فردا قراره همدم گریه بی صدا بشیم تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم ای ادما نگاه کنین غریب شهرتون منم یادش بخیر منو وتو یه قلب پاک و بی غرور حالا چی شد عوض شدی دلت کجاس سنگ صبور من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور میشه از عشق تو مُرد میشه با خاطراتت به رویاها رسید و ته دریا رو دید و میشه از نو نوشت و خط به خط سر نوشت رو میشه از هم نوشت و میشه رفت و برنگشت و میشه با هم توی رویا برسیم ته دریا میشه دنیا رو عوض کرد میشه سختی هارو رد کرد میشه با دلتنگی خوب بود چون به ما جدایی بد کرد حالا تو اونجا نشستی خبر از دلم نداری توی آغوشمه هر شب همون عکس یادگاری حالا من اونور دنیا چه کنم با بی قراری یادته کنار ساحل می گذشتیم از یه لحظه بی خبر از این که دنیا به همون لحظه می ارزه بی تو دست سردم اینجا توی دست باد می لرزه 


تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
صبح بلند شي و ببيني که ديگه دوستش نداري
خيلي سخته که نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
ميسوزونه گاهي قلبو زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نميمونه
خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه
خيلي سخته اون کسي که گفت واسه چشات ميميره
بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال و چيدن
بخدا کم غصه اي نيست چند روزي تو رو نديدن
خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديده باشي
وسط راه اما از عشق يه کمي ترسيده باشي
خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت ميپرسي يعني ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نميخواد اونو ببينه
خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقد از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشن توي دستا هردوتاشون
خيلي سخته تا هميشه پاي وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسي شکستن
خيلي سخته واسۀ اون بشکنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
خيلي سخته چشماي تو واسه ی اون کسي خيسه
که پيام داده يه عمره واسه تو نمي نويسه
خيلي سخته که دل تو نکنه قصد تلافي
تا که بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونکه ديروز تو واسش يه دنيا بودي
از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته بري يک شب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
خيلي سخته که من و تو هميشه با هم بمونيم
اونقد عاشق که ندونن ديوونه کدوممونيم...

.jpg )
| :قالبساز: :بهاربیست: |


