تبليغاتX
تنهـــاترین تنهـــــا


تنهـــاترین تنهـــــا

تورو به قیمت جون

به همین یه لقمه نون

تورو به ماه آسمون

به عاشقای بی نشون

تورو به حرمت چشات

به همه ی مقدسات

تورو به خود خدا

به هق هق شبونه هات

قسمت میدم قسمت میدم قسمت میدم

قسمت میدم از عشقم نگذری

قسمت میدم که از اینجا نری

قسمت میدم قسمت میدم

تو اگه بخوای فقط با یک نگاه

من برات خورشید رو آتیش می زنم

یه روزی اگه دلم تورو نخواد

من اونو از توی سینه می کَنَم

تور به خود خدا

به تموم این شبا

تورو جون رازقی

به نماز عاشقی

قسمت میدم ...

قسمت میدم از عشقم نگذری

قسمت میدم که از اینجا نری

قسمت میدم قسمت میدم

 

نوشته شده در دوازدهم آبان 1388ساعت 10:22 با قلم هادی| |

 

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی

          قــــــــرار دل بی قـــــرارش تــو باشی

خوشا آن گدایی که تنهای تنها

           کنــــاری نشیند کنـــــارش تـــو باشی

خوشا آنکه یک عمر پروانه ات شد

          که یک لحظه شمــع مزارش تو باشی

خوشا آنکه تنها تو را دوست دارد

           چه خوش تر اگر دوستدارش تو باشی

بر آن محتضر می برم رشک هر شب

           که شمــع شب احتضـــارش تو باشی

 

برگرفته از کتاب اشعار ذبیح الله احمدی گورجی(گلچین احمدی)

نوشته شده در پنجم آبان 1388ساعت 19:30 با قلم هادی| |

 خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقمون بمون

میسپرمش بهت میرم تموم تارو پودمو

یه وقت نیاد برنجونی کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو

کسی نیاد تو زندگی بشینه زیر سایشو

بهش بگه دوسش داره

خیلی بده زمونمون

خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون

فردا قراره منو و تو از همدیگه جدا بشیم

فردا قراره همدم گریه بی صدا بشیم

تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم

ای ادما نگاه کنین غریب شهرتون منم

یادش بخیر منو وتو یه قلب پاک و بی غرور

حالا چی شد عوض شدی دلت کجاس سنگ صبور

من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور

 

نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1388ساعت 11:31 با قلم هادی| |

 

میشه از عشق تو مُرد

میشه با خاطراتت

به رویاها رسید و

ته دریا رو دید و

میشه از نو نوشت و

خط به خط سر نوشت رو

میشه از هم نوشت و

میشه رفت و برنگشت و

میشه با هم توی رویا

برسیم ته دریا

میشه دنیا رو عوض کرد

میشه سختی هارو رد کرد

میشه با دلتنگی خوب بود

چون به ما جدایی بد کرد

 حالا تو اونجا نشستی

خبر از دلم نداری

توی آغوشمه هر شب

همون عکس یادگاری

حالا من اونور دنیا

چه کنم با بی قراری

یادته کنار ساحل

می گذشتیم از یه لحظه

بی خبر از این که دنیا

به همون لحظه می ارزه

بی تو دست سردم اینجا

توی دست باد می لرزه

 

نوشته شده در بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9:18 با قلم هادی| |


:قالبساز: :بهاربیست:

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ